بـی پـايـان

مسلمانانِ ايران، نام و ننگ را نمی‌ شناسند و از حاکميت ِ دشمنانِ ايران هم شرمسار نمی شوند. مسلمان ِ ايرانی، در ولايت فقيه، موالی است و ايران ستيزان مولای او هستند

Saturday, January 23, 2010


ویژگی های ایرانی کدامند؟


مـردو آنـاهیـد


قانون‌های نا آزموده یا احکام کهنه-ی مذهبی، بندهایی هستند خشکیده که از نگرش و فرهنگ مردم برنخاسته-اند. روشنفکران اسلامزده، از راه پندارهای نادرست، یا آخوندها، از راه ایمان به اسلام، شماری از این گونه قانون‌ها را به رنگ دلخواه "ایرانی" جدا کرده و حقوق شهروندان را با آنها مرزبندی می‌کنند. چسپاندن پسوند "ایرانی" به پدیده-ی "جمهوری" زمینه-ی دروغ پروری و مردمفریبی را برای "حکومتی" حاکم بر مردمی "محکوم" فراهم می‌سازد.


در فریادهای جنبش کنونی-ی آزادیخواهان ایران می‌شنویم: "جمهوری ایرانی"
این فریاد امید تازه-ای را در دل برخی از روشنفکران رویانده است. بیشتر آنها این فریاد را با شور و شادمانی بازگو کرده و این خواسته را جهش بلندی در برابر نام "جمهوری اسلامی" ارزیابی می‌کنند.
شاید این فریاد جهش بلندی را هم به دنبال بیاورد ولی کسی پیشدان روند و فرآورد این جنبش نیست که او بتواند شاهین را در تخمی نگذاشته پیش خرید کند. اکنون چنین می‌نماید که اگر ولایت فقیه، برای نجات اسلام عزیز، نام "جمهوری ایرانی" را، به جای نام "چمهوری اسلامی"، بپذیرد این فرهیختگان پیروزی-ی خود را جشن می‌گیرند.

همان گونه که حکومت اسلامی با پیشوند نام"جمهوری" به سامانی با مفهوم "فرمانروایی توده-های مردم" برگردانده نشده است، با جایگزین کردن نام "ایرانی" به جای "اسلامی" هم، خلافت الله، به سامان مردمسالاری برنمی‌گردد.

واژه-ی "مردمسالاری"، دارای هسته و درون مایه-ی ویژه-ایست، که این پدیده را پُر ارزش می‌سازد. ارزش هنری و ادبی-ی این واژه تنها مفهوم گفتاری بلند را در سخنی کوتاه بازگو می‌کند. سامان مردمسالاری به میزان هماندیشی، همیاری، همکاری-ی مردم، در کشورآرایی، بستگی دارد نه به نگرش زورمندانی که بر مردم حکمرانی می‌کنند.
"مردمسالاری" در قوانین و حقوقی آشکار می‌شود که از بینش مردم برخاسته باشند. "مردمسالاری" می‌تواند در سامانی به نام "جمهوری" یا "پاد – شاهی" یا " شهر – یاری" پدیدار شود؛ اگر سرکردگان این سامان، از سوی مردم گماشته شده باشند. مردمی، بر روند و سوی پیشرفت کشور خود، سالار هستند که بتوانند بر کردار سرکردگان کشور خود فرمانرایی و داوری کنند.
ادامـــــــــه[+]

Labels: , ,

Thursday, January 21, 2010


برخوردی به پیام سید عبد الکریم (سروش)


مـردو آنـاهیـد


پیام "سید عبد الکریم"-ی [که در دیدگاه او، نشانی از "سروش" نیست] با گفتارهای همیشگی-ی او همرنگ و همسو می‌ باشد. ولی، ترس او به روشنی در این نامه[+]، از رسوا شدن اسلام و آشگارشدن جنایات، در پی آیند اوامر الله، دیده می‌ شود.


در هنگامی که، ماسک دروغ از سیمای اسلام کنار زده شود، چهره-ی خشمناک الله بر کسانی آشگار می‌ گردد؛ اسلامفروشان، که کالایی به جز اسلام در دکان خود ندارند، از ترس شکست اسلام و ورشکستگی-ی خود، دست به شعبده بازی می‌ زنند و به پنهان ساختن سیمای اسلام، در تاریک بافته-های خود، می‌ پردازند.

این مردمفریبان، که خود را ناچیز و دروغ می‌ دانند، هنگامی که الله را در پرتگاه مرگ می‌ بینند، باز هم دست به دامان همان الهی می شوند که می‌ خواهند او را از نابودی نجات بدهند. این کسان هم مانند همه-ی مسلمانان خود را گناهکار و در برابر الله خود را بی آبرو می‌ پندارند.
این است که مسمانان برای مردگان هزارساله، که خودشان آنها را خلق کرده-اند، قربانی نذر می‌ کنند تا الله، به آبروی بت‌های به خاک شده-ی آنها، پیکر شکسته-ی اسلام را بازسازی کند.

مُنجی-های اسلام، از خود الله هم، برای اسلام، دلسوزتر هستند و هم از رسوایی اسلام بیشتر از الله می‌ ترسند. آنها برای پوشاندن سیمای اسلام، خواهان هستند که حتا قدرت را از الله بگیرند و به مردگان بت شده بسپارند. زیرا آنها در دکه خود اسلام را می‌فروشند نه الله را.

اکنون که جنایات اسلام، در کردار حکومت اسلامی، بر مردمان بینای جهان آشگار شده است، سید عبد الکریم، مانند اسلامفروشان دیگر، برای پوشاندن انسان ستیز بودن اسلام، شتاب زده شده است. او هم مانند زاهدها راستین دست به کار است تا جنایات آشگار شده را، که بیش از هزارسال بر مردم ایران وارد می‌ شوند، به ریش خامنه-ای و همیارانش ببندد تا، مانند همیشه، خون جوانان ایرانی را از شمشیر الله و از چنگال والیان اسلام پاک کند.
"سید عبد الکریم" از جنایات رسوا شده-ی خامنه-ای با بیزاری سخن می‌ گوید و به همراه این سخنان احکامی را ستایش می‌ کند که آنها تنها بر کشتار مردمان و کردار انسان ستیزان بنیان گرفته-اند. آیا کردار و رفتاری که رسول الله، در زمان خودش، با دگراندیشان داشته است، کمتر از کردار و رفتار خامنه-ای زشت و ننگین بوده-اند؟
ادامـــــــــه[+]

Labels: , , ,