بـی پـايـان

مسلمانانِ ايران، نام و ننگ را نمی‌ شناسند و از حاکميت ِ دشمنانِ ايران هم شرمسار نمی شوند. مسلمان ِ ايرانی، در ولايت فقيه، موالی است و ايران ستيزان مولای او هستند

Friday, November 16, 2012

بُت شکن هميشه بُتی ديگر در آستين دارد

مردو آناهيد



ديوانگان و آزادگان، که احکام ِ شرعی را پذيرا نيستند، از عاقل شدگان گريزان هستند.
هر زاهدی، که در زندان ِحکومت اسلامی، عاقل نامه‌ دريافت کند. او را، پس از گذراندن ِدوره‌ی آموزشی در اوين، به آمريکا وارد و با مدال‌های زرين نشانه گزاری می‌کنند. از آن پس او ديگر يک قهرمان، يک رهبر، يک جهان شناس، يک تئوريسين، يک انديشمند، يک رايزن، يک پيشگو، يک پيشدان و يک اسلامفروش ِ ناب خواهد بود.

بيشترين ايرانيان، به گونه‌ای، از کمبود ِ آزادی رنج می‌برند. از اين روی بيشترين مردمان ِ ايران، به گمانی، آزاديخواه هستند. از آنجا که، در شريعت ِ اسلام، مردمان تنها در انديشه نکردن و پيروی کردن آزاد هستند، اين آزاديخواهان هم، در پيرامون ِ پديده‌ی آزادی، انديشه‌ای نمی‌کنند. آنها ويژگی‌های آزادی را در پيروی از يافته‌ها و بافته‌های بيگانگان برداشت می‌کنند.
سدها سال است که اين آزاديخواهان، در انجمن‌هايی گوناگون، سرشناسی را می‌‌ستايند و خواسته‌های خود را در پيوست با آن نامدار می‌نگارند. آنها گمان می‌برند، که در پيروی از آن سرشناس، خواسته‌ها و آرزوهای آنها شناسايی خواهند شد. هنوز هم برخی، از سرشناسان ِ مرده، پيشوای آزاديخواهانی زنده هستند. [+] ادامــــه

اين که کسی کوروش، فردوسی، مارکس، حافظ، هگل، کانت، نيچه، مولوی، زرتشت يا هر نامدار يا پنداری را ستايش می‌‌کند نشان آن نيست که ديدگاه ِاين کس با انديشه‌ی، برخی از اين نامداران، نگاشته شده است.


Labels: