بـی پـايـان

مسلمانانِ ايران، نام و ننگ را نمی‌ شناسند و از حاکميت ِ دشمنانِ ايران هم شرمسار نمی شوند. مسلمان ِ ايرانی، در ولايت فقيه، موالی است و ايران ستيزان مولای او هستند

Sunday, December 26, 2010


وظیفه-ی تاریخی ما در قبال دین-کاران؟


سیامک مهــر[+]


مبارزه با دین-کاران جدالی است متداوم که به انسان-هایی وطن پرست، آگاه و روشنفکر و پیگیر و خستگی ناپذیر نیاز دارد.
با وجود فوج دین-کاران اسلامی در بافتار جامعه ایران، مدرنیزه کردن جامعه نه از پایین ممکن است، که تجربه-ی شکست خورده-ی انقلاب مشروطه این حقیقت را نشان داد و نه از بالا که به خوبی دیدیم که دستاورد-های پنجاه ساله-ی سلسله-ی پهلوی جهت خروج از پسماندگی اسلامی در انقلاب 57 چگونه بر باد رفت.

آخوند وکیل خود خوانده است. هیچ مسلمانی به آخوند وکالت نداده است. اساساً به صرف مسلمان بودن مردم، دلیلی پیدا نیست که دخالت-های کینه توزانه-ی روحانیت را در ریز-ترین مسائل جامعه و پنهانی-ترین زاویه-های زندگی خصوصی ملت تحمل کنیم.
مگر به جز آخوند و اسلام مانع و رادعی بر نواندیشی و نوگرایی و نوجویی در فرهنگ و هستی و حیات ما متصور است؟ دین-کاران عامل و عنصر اصلی عقب ماندگی و فقر و فلاکت ملت ایران و مسبب هر گرفتاری و درماندگی و پریشانی اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی این ملک و ملت هستند.

آخوند برای فروش متاع کپک-زده و مسموم دکان جهل و خرافه-اش و برای تداوم زندگی انگلی و بی شرمانه-ی خویش و برای ارتزاق از دست-رنج دیگران، تمامی هم و همت تاریخی-اش بر جهالت-گستری و مرید و مؤمن-پروری و دور نگهداشتن یکایک آحاد ملت از حقیقت وجود خود و هویت فردی مستقل و خاضع و خاشع و سرسپرده ساختن و از خود بیگانه کردن مردم متمرکز است. آخوند بر پایه-ی سیره و سنت نبوی و آموزه-های الهی قرآن، درس خـُدعه و مکر و نیرنگ اسلامی را به درستی آموخته است. آخوند در هر آستین-ش هزار مار و در هر جیب-ش هزار ماکیاولی پنهان دارد. با هیچ منطق و استدلال و مجادله و مناظره و نقد و نظری هرگز نمی توان آخوند را دور زد و یا بر وی چیره گشت. آخوند را می باید نابود کرد. حرفه و پیشه-ی آخوندی را می باید جرمی آشکار اعلام نمود و دکان-داران دین را در هر زمان و در هرکجا تحت پیگرد قانونی قرار داد.


یک توضیح واضح اما ناگزیر:
در این مقاله هرجا سخن از "آخوند" رفته است، مراد جمیع دین-کاران می باشد. اعم از «فقیه عالیقدر و عالم ربانی و مجتهد جامع الشرایط و آیت الله و آیت الله العظما و مرجع تقلید و ملا و مفتی و حضرات آیات عظام و علمای اعلام و روحانیت معظم و حجج اسلام و ... تا روضه خوان محله». از قضا همین گونه-ی اخیر یعنی روضه خوان-های محلی در محافظت و مراقبت از جهل مؤمنین مؤثر-ترین گروه هستند. هرساله در ماه-های محرم و صفر و رمضان هزاران قلاده روضه خوان از حوزه های علمیه به اطراف و اکناف کشور تا دور-ترین روستا-ها اعزام می شوند تا هم از یکسو به توزیع عادلانه-ی جهالت اسلامی مبادرت ورزند و هم آخرین گزارشات خود را از میزان وفاداری گله-ی گوسفندان به چوپانان خویش در اختیار پدرخوانده-های مافیای اسلام قرار دهند. ادامـــــه[+]

Labels: ,

Wednesday, December 22, 2010


مافیای مدینه


سیامک مهر
[+]

به هوش باشیم که مافیای مدینه و مجاهدان و جهادگران اسلام برای سومین بار و این مرتبه در قالب اصلاح طلبان و ملی-مذهبی ها، با برافراشتن پرچم سبز "الله" و با پروژه-ی «اســلام رحمانی» و به کمک قدرت-های سلطه-گر غربی که حفظ اسلام به عنوان اصلی-ترین عامل عقب ماندگی جوامع مسلمان دغدغه آنهاست، قصد حمله به ایران را دارند.

آموزش اسلام در یک جلسه
در صفحات تاریخ اسلام بطور خلاصه خوانده-ایم که مردم ساکن مکه، پس از آنکه از مزاحمت-ها و خرابکاری-ها و نفاق افکنی-های اراذل و اوباشی که به گرد «محمدابن عبدالله» جمع شده بودند به ستوه آمده و تحمل تجاوزها و اخلال-گری-های آنان در زندگی روزمره و آرامش شهر بر مردم گران آمده بود، مصمم شدند که با دارودسته-ی محمد به مقابله برخیزند. تعقیب عمال و آدم های محمد با فراز و نشیب ها و هزینه ها و سختی هایی همراه بود، اما سرانجام مردم مکه موفق شدند آنها را از شهر خود برانند و آرامش را به زندگی خود بازگردانند.
شصت، هفتاد نفری که به سرکردگی محمد در بیابان ها آواره شده بودند، پس از یک دوره-ی گرسنگی و سختی و سرگردانی در صحراهای خشک، عاقبت به شهر مدینه که فاصله-ی کوتاهی از مکه داشت رفته و در آن شهر ساکن می شوند.
بخش اصلی و هیجان انگیز تاریخ اسلام از همین زمان شروع می شود که نطفه-های سازمانی مافیایی و گانگستری مرکب از اوباش گریخته از مکه، بعلاوه-ی شمشیرکش-ها و گردنه بگیرها و قطاع الطریق-های مدینه که به دو قبیله-ی «اوس و خزرج» وابسته بودند شکل یافته و ظهور می یابد. تشکیلاتی مافیایی که بعدها در«سازمان روحانیت شیعه» در ایران، به کمال انسجام ساختاری و کارآمدی و گستردگی و سودآوری فرارویید.

هجوم گُراز-وار مسلمانان به ایران و تسلط مافیای مدینه بر جان و مال مردم ایران یکی از تلخ-ترین و دردناک-ترین صفحات تاریخ ایرانزمین را رقم زده است. کفتار-های اسلام با شمشیرهایی برهنه به مدت دو قرن در دریایی از خونِ ایرانیان به پیش می تاختند. مردان جوان و زنان و کودکان را در زنجیر می کردند و در بازار-های برده فروشی مکه و مدینه به حراج می گذاشتند.

ادامـــــه[+]

Labels: , , , , ,

Thursday, August 26, 2010


سرنوشت آزاداندیشی در جامعه-ی توحیدی


سیامک مهر


در جامعه-ی توحیدی اسلام، سرکوب آزادی و آزاداندیشی نیروی خود را بیشتر از هر منبع قابل تصوری در نظام-های توتالیتر، در واقع از کلام رهبران و راهنما-های معصوم و مصون از خطا و پیشوایان مرده و زنده-ی مذهبی که روایت و حدیث خوانده می شود اخذ می کند. کلام معصوم همچون پتکی سنگین بر سر هر آزاداندیشی پیوسته فروکوفته می شود. قداست و معصومیت امامان و رهبران مذهبی قدرتی فراتر از قدرت رئیس یک حزب و یا رهبر نظام توتالیتر در اختیار مؤمنان جهت سرکوب آزاداندیشان قرار می دهد.

تمامی نظام-های توتالیتر برای ساختن جامعه-ای توحیدی تلاش می کنند. به بیانی دیگر، ایجاد جامعه-ی توحیدی رسیدن به مرحله-ی آرمانی و ایده-آل نزد رژیم-های توتالیتر است. استالین-های اتحاد جماهیر شوروی و ناسیونال سوسیالیست-های هیتلری نیز برای استقرار جامعه-ای توحیدی کوشش می کردند. ساختن جامعه-ی توحیدی ملزوماتی دارد. برای ساختن جامعه-ی توحیدی در هر زمان و مکان و شرایطی، به گولاک و آشویتس و بام مدرسه-ی علوی، اوین، گوهردشت و کهریزک نیاز بوده و هست و خواهد بود.
جامعه-ی توحیدی نقطه-ی مقابل جامعه-ی مدنی است.
در جامعه-ی توحیدی همانند جوامعی که تحت نظامی تمامگرا اداره می شود، کوشش می شود تا همه-ی قلمروهای زندگی عمومی و خصوصی تحت کنترل قرار گیرد. منتها در جامعه-ی توحیدی اسلام، این عمل توسط مؤمنان و بطور خودکار انجام می پذیرد. این باور نظریه-پردازان که توتالیتاریسم « حقیقی» را انقیاد ارادی می شناسند، بر رفتار مؤمنان که هم شخصأ تن به انقیاد می سپارند و هم با عمل به وظیفه-ی ایمانی و شرعی خود، موجبات خفقان در جامعه را فراهم می آورند کاملأ منطبق است.

اسلام در درونه-ی خود مکانیزمی بسیار مؤثر و خودکار بنام«امر به معروف و نهی از منکر» تعبیه نموده که موجب رشک کارگزاران نظام های توتالیتر است. با وجود فریضه و تکلیفِ «امر به معروف و نهی از منکر» نزد مؤمنان، برای کنترل عمومی، دیگر هیچ نیازی به استخدام درآوردن هزاران خبرچین و جاسوس و مأمور انتظامات و اتلاف هزینه-ی هنگفت نیست. هر تغییر و تفاوتی بلافاصله از سوی مؤمنین با موازین شرع و مبانی اسلام مورد ارزیابی قرار گرفته و تکلیفش روشن می شود.

جامعه-ی توحیدی و تقوایی در حقیقت همین «دشت بی فرهنگی ما»ست که مجاهدان و جهادگران و سایر گراز-های اسلام زمینش را شخم زده اند و آخوندها و علما و فقها و اخیراً هم اسلامفروشان فکل کراواتی، بذر جهل و دروغ و خرافه و خفقان و عزاداری و سیاهی و مرگ بر آن افشانده-اند. جامعه-ی توحیدی، جامعه-ی جنازه هاست.

ادامـــه[+]

Labels: ,

Saturday, August 14, 2010


درباره-ی اسلام و از جمله «اسلام رحمانی»


سیامک مهر
[+]

اسلام پرستان اگر معتقد به قرائت رحمانی از اسلام می باشند و یا به جهت ساختن اسلام دموکراتیک تلاش می کنند، باید قرآن اختصاصی خودشان را بنویسند و مردم را گول نزنند. وگرنه اسلام از محمد تا مصباح یزیدی تنها و تنها یک شمشیر بوده است. دینکاران و متولیان اسلام هر مخالفت و شک و نقد و انتقادی را در طول تاریخ اسلام با منطق قاطع و برنده-ی محمد، پاسخی به تیزی ِ لبه-ی تیغ داده-اند.
در پشت رحمانی-ترین آیه-های "الله" یک شمشیر تیز خوابیده است.
منوچهر جمالی: "اسلام رحمانی آیه اول از سوره-ی غضب است".

اصلاح-طلبان و نواندیشان دینی بعلاوه-ی ملی- مذهبی-های روانپاره و بی وطن و مادر-ستیز، اکنون که 31 سال درندگی و خونخواری نظام تجاوز اسلامی، ماهیت و گوهر ضد بشری و آزادی ستيـز دين از ابتدا مبین را بر نسل-های کنونی آشکار ساخته است، دست از دغلکاری و مردم فریبی نمی شویند و مقوله-ای مهمل و موهوم به نام «اسلام رحمانی(؟)» ساخته-اند که ظاهراً ورژن تعدیل یافته-ای از انواع اسلام ناب محمدی است که تاکنون شناخته-ایم. همانطور که از این عنوان پیداست، اسلامفروشان حرفه-ای و مکاران الهی همان متاع مسموم و زهرآگین را اینبار با اسم و تیتر جدیدی روانه-ی بازار کرده-اند و ظاهراً مدعی-اند که «اسلام رحمانی(؟)» نسبت به اسلام هایی که تاکنون شناخته شده است، غلظت و دز خشم و غضب و قهر و تهدید و ارعاب و ارهاب و آتش و عذاب الهی-اش کمتر است و سنگ-های سنگ-سارش از جنس پفک نمکی. لابد در شریعت این اسلام سر دگراندیشان و مخالفان را بجای شمشیر با کارد ظریفی که خیار پوست می کنند از بدن جدا می کنند و یا طناب دار در «اسلام رحمانی(؟)» به رنگ سبز سیدی و از جنسی لطیف بافته شده. مکرالماکرین-ها اینبار تصمیم گرفته اند با پنبه سر ببرند.

در باره-ی حقیقت اسلام ما دائماً خود را گول می زنیم و یا بطور تاریخی خود را فریب داده-ایم و یا فریب-مان داده-اند و در هر صورت این قصه همچنان ادامه دارد و تلفات می گیرد.
همین مقوله-ی
رحمانیت و رآفت اسلامی از اساس دروغی بیش نیست. رحمانیت و رأفت اسلامی غلافی است که شمشیر خونریز اسلام را در انظار می پوشاند.
رحمانیت موضوعی است متعلق به گفتمان قدرت.
رحم و رحم آوردن و رحم کردن و ترحم را ما با مهر و مهربانی و داد و دادگری و دوستی و عشق و انسانیت و آدمیت و همبستگی و دیگر فروزه-ها و ارزش-ها و نیکی-های فرهنگ ایران اشتباه گرفته-ایم. شاید هم به جهت آدم کردن و رام نمودن وحوش تازی و در امان ماندن از خشم "الله" و کینه توزی آخوند-ها و مجاهدان و جهادگران اسلام چنین تفسیر-ها و تعبیر-هایی از رحمان و رحیم اسلامی و قرآنی جعل کرده-ایم و برساخته-ایم. ادامـــه[+]

Labels: ,