بـی پـايـان

مسلمانانِ ايران، نام و ننگ را نمی‌ شناسند و از حاکميت ِ دشمنانِ ايران هم شرمسار نمی شوند. مسلمان ِ ايرانی، در ولايت فقيه، موالی است و ايران ستيزان مولای او هستند

Friday, September 15, 2006

اوريانا فالاچـی


اوریانا فالاچی، پـرواز کرد و رفت




اوریانا فالاچی
اوریانا فالاچی
2006 - 1929



با یاد و خاطرهً یک روزنامه نگار متعهـد
روانش شاد باد



گفتـگـوی «اوريانا فالاچى» خبرنگار و نويسنده ايتاليائی با شیخ ریـا روح الله خمينی [دوم مهرماه 1358 / 24 سپتامبر 1979] در قم انجام شد و در کتاب
«طليعه انقلاب اسلامی» برگ 351 بچاپ رسيده است.

اوريانا: آيا چپ ساخت آمريكاست؟ امام!

خمينی : بله، زاده شده و پشتيبانى شده آمريكايى‏هاست كه به ما اتهام بزنند و خرابكارى كنند و ما را منهدم سازند.

اوريانا: بنابراين وقتى كه شما از مردم صحبت مى‏كنيد، منظور شما به مردمى است كه انحصارا به نهضت اسلامى وابستگى دارند، ولى به نظر حضرتعالى اين مردمى كه هزاران كشته داده‏اند، دهها هزار كشته داده‏اند، براى آزادى بود يا براى اسلام؟

خمينی : براى اسلام بود. مردم براى اسلام مبارزه كردند چون اسلام همه چيز است. بله اسلام حتى آن چيزى كه در دنياى شما به آن آزادى و دموكراسى مى‏گويند هم هست، بله، اسلام شامل همه چيز است، اسلام فراگير همه چيز است!؟، اسلام همه چيز است.

اوريانا: پس بايد سؤال كنم كه منظور شما از آزادى چيست؟

خمينی : آزادى... تعريف اين كلمه ساده نيست. مى‏توانيم بگوييم كه آزادى بدين معنى است كه بتوان عقيده و افكار خود را انتخاب كرد و هر گونه كه انسان خواست، فكر كند بدون اينكه اجبارى در كار باشد، بدون اينكه اجبارى داشته باشد كه به عقيده‏اى ديگر غير از عقيده خود عقيده داشته باشد. در انتخاب محل سكونت و انتخاب شغل و پيشه آزاد و مختار باشد.

اوريانا: مى‏فهمم... پس فكر كردن و نه بيان كردن و عمل كردن به آنچه انسان فكر مى‏كند. منظورتان از دموكراسى چيست؟ اين سؤال را با كنجكاوى بخصوصى مى‏كنم به خاطر اينكه در رفراندوم. شما عنوان جمهورى دموكراتيك اسلامى را منع كرديد كلمه دموكراتيك را حذف كرديد و گفتيد نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد، نتيجه اين بود كه توده كه به شما اعتقاد دارد كلمه «دموكراسى» را مثل اينكه كلمه فحش باشد تلقى مى‏كند. چه چيزى است در اين كلمه كه خوب نيست و براى ما غربيها اين همه قشنگ است؟

خمينی : اولا كلمه اسلام احتياج به صفتى مثل صفت دموكراتيك ندارد، به خاطر اينكه اسلام همه چيز است، اسلام همه معنايى را در بر دارد. براى ما تأسف آور است كلمه ديگرى را در كنار كلمه اسلام بگذاريم چونكه اسلام كامل است. اگر اسلام را مى‏خواهيم چه لزومى دارد كه مشخص كنيم كه دموكراسى را مى‏خواهيم؟ درست مثل اين مى‏ماند كه بگوييم كه اسلام را مى‏خواهيم و بايستى به خداوند اعتقاد داشت.

ثانيا اين دموكراسى كه براى شما اين قدر عزيز است و براى شما اين قدر با ارزش است، يك معنى و تعريف دقيقى ندارد. دموكراسى ارسطو يك چيز است و دموكراسى شورويها يك چيز ديگر و دموكراسى سرمايه‏داران يك چيز ديگر. پس نمى‏توانيم به خود اجازه دهيم كه يك مفهوم چند پهلو را وارد قانون اساسى خود كنيم. حال با مثالى تاريخى مفهوم دموكراسى را كه من مى‏فهمم برايتان مى‏گويم:
"زمانى كه على جانشين پيامبر و رهبر دولت اسلامى شد و حكومت او از عربستان تا مصر و قسمت اعظم آسيا و حتى اروپا گسترش يافته بود و بر اين كنفدراسيون حكومت مى‏راند، براى او اتفاقى افتاد كه با يك يهودى اختلاف پيدا كند و يهودى از او پيش قاضى شكايت كرد، على از طرف قاضى احضار شد. وقتى كه قاضى ديد كه على وارد مى‏شود، به حالت احترام از جا برخاست، ولى على با عصبانيت به قاضى گفت چرا وقتى كه من وارد مى‏شوم احترام مى‏كنى و وقتى آن يهودى آمد احترام نكردى؟ قاضى بايد با طرفين مخاصمه به يك شيوه رفتار كند و بعد على حكم محكوميت خويش را قبول مى‏كند".
من از شما كه سفرها كرده‏ايد و هر نوع رژيمى و همچنين تاريخ را مى‏شناسيد، مى‏پرسم، مثال بهترى از اين براى بيان دموكراسى سراغ داريد؟

اوريانا: دموكراسى مفهومى خيلى بيش از اين دارد. خيلى از ايرانيانى كه مثل ما خارجيها نمى‏فهمند و يا درك نمى‏كنند، مى‏خواهند بدانند جمهورى اسلامى شما به كدام سو مى‏رود؟

خمينی : اگر شما خارجيها نمى‏فهميد، اين موضوع به شما ربطى ندارد. انتخاب ما هيچ ربطى به شما ندارد. اگر بعضى از ايرانيها اين موضوع را نمى‏فهمند، اين بدين معنى است كه اسلام را درك نكرده‏اند.

*****



از «اوريانا فالاچی»، علاوه بر گزارش ها و مصاحبه های متعدد، حدود شانزده جلد کتاب از جمله مجموعه برخی از مصاحبه های وی باقی مانده که به بسياری از زبان های مختلف، از جمله فارسی، ترجمه شده است.
«اوريانا فالاچی
برخی ديگر از کتاب های فالاچی که به فارسی ترجمه و منتشر شده اند عبارتند از:
جنس ضعيف (در باره موقعيت اجتماعی زنان)، پنه لوپه به جنگ می رود (پيرامون همجنس گرايی در دهه 1960)، اگر خورشيد بميرد (راجع به سفر فضانوردان آمريکايی)، زندگی، جنگ و ديگر هيچ (حاوی خاطراتی از جنگ ويتنام و بازی های المپيک 1968 مکزيک)، به کودکی که هرگز زاده نشد (راجع به سقط جنين)، يک مرد (خاطرات سه سال زندگی نويسنده با يکی از مخالفان حکومت سرهنگها در يونان)، انشاءالله (خاطراتی از جنگ لبنان در دهه 1980) و مصاحبه با تاريخ (مجموعه مصاحبه ها).


برگـرفتـه از «بی بی سی»[+]

0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home